امروز نوشته اي* نظر من را به خود جلب كرد كه در آن نوشته شده بود:
“حالا آیا واقعاً خودروسازان ژاپنی اخلاقیتر، مشتریمدارتر، باوجدانتر و بافرهنگتر از خودروسازان ایرانی هستند، یا حساب و کتاب اقتصادی آنها را به این کار واداشته؟ آیا آنها به مشتریان خود لطف داشتهاند، یا ترسیدهاند که اگر جایگاه برند آنها در اذهان مشتریان خدشهدار شود، یا اگر نقص فنی خودروهای آنها منجر به مرگ افرادی و شکایت بازماندگانشان شود، هزینههایی چنان سنگین را متحمل خواهند شد که چنین فراخوانی گستردهای در مقابل آن به صرفه خواهد بود؟”
البته نوشته مزبور در اصل به دنبال رساندن اين منظور اقتصادي به خواننده بوده كه مكانيسم بازار به خوبي عمل مي كند و صاحبان بنگاههاي اقتصادي را وادار مي كند كه اخلاقي تر عمل كنند و من هم به اين موضوع اعتقاد راسخ دارم. ولي چون گفته شده آيا ژاپنيها "واقعا" اخلاقيتر (نسبت به ما)هستند، بايد گفت بله كه “واقعا” با اخلاق تر و با وجدان تر هستند! در قبال پولي كه مي گيرند اخلاقيتر عمل كرده، مشتري مدارتر و با وجدانتر مي مانند و در نتيجه با فرهنگتر بوده و ارزش هاي اخلاقي را پس از قالب كردن جنس كم كيفيت آن هم در يك بازار انحصاري زير پا نمي گذارند. حالا چنين رفتاري نتيجه هر چه مي خواهد باشد و آنها در ضمير و باطن و پشت پرده هر چه مي خواهند، پست فطرت و ضد مشتري باشند؛ و گرنه آنها هم خيلي بدشان نمي آيد در قيد و بند قوانيني نباشند كه جامعهشان وضع كرده و خود نيز در وضع چنان قوانيني درگير بوده و دخالت داشته اند.
* - راجع به:
- اخلاق خودروسازی! « کافه اقتصاد (view on Google Sidewiki)