مصاحبه با آقای مهندس شهاب سپهری مقدم

مهندس شهاب سپهری مقدم در گفتگوی اختصاصی با IEPU:

باید از دانشجویان پرسید که چرا کلاس هایم زود پر می شود.

» متن این مصاحبه ی خواندنی را در ادامه بخوانید..

در سال ۱۳۵۵ در تهران متولد شد. دوره لیسانس را از سال ۷۴ تا ۷۸ در رشته مهندسی صنایع با گرایش تحلیل سیستم ها در دانشگاه امیرکبیر و مقطع فوق لیسانس را از سال ۷۸ تا ۸۰ با گرایش صنایع-صنایع در دانشگاه صنعتی شریف گذراند.

از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۲ و همزمان با دوران خدمت سربازی، در دانشگاه ستاری مشغول تدریس شد. در اواخر دوران خدمت وارد دانشگاه آزاد پرند شد و در غیاب رشته مهندسی صنایع دروس پایه ی ریاضی ۱ و ۲، آمار و احتمالات و معادلات دیفرانسیل را برای دانشجویان گروه کامپیوتر و IT تدریس کرد.

پس از شکل گیری گروه مهندسی صنایع  در دانشگاه آزاد پرند، تدریس دروس مرتبط با این رشته از جمله: کنترل پروژه، تحقیق در عملیات ۱ و ۲، ارزیابی کار و زمان و کنترل موجودی را برعهده گرفت. از دیگر سوابق تدریس وی می توان به کلاس های آمادگی برای کنکور کارشناسی ارشد اشاره کرد.

فعالیت خود را در زمینه مهندسی صنایع با برنامه ریزی تولید آغاز کرد ولی عمده فعالیت و تجربه وی در حوزه برنامه ریزی و کنترل پروژه بوده است؛ بطوریکه در سازمان ها و  پروژه های مختلف در این زمینه کار کرده است.

آقای مهندس سپهری، نحوه آشنایی و ورودتان به دانشگاه آزاد پرند چگونه بود؟

در اواخر دوران خدمت یکی از همکارانم که با دکتر معمار زاده، ریاست وقت دانشگاه، پایان نامه اش را می گذراند از نیاز دانشگاه پرند به جذب استاد باخبر شد و به من اطلاع داد و نهایت با تماس و دعوت خانم دکتر علیقلی، معاونت آموزشی وقت دانشگاه، در این دانشگاه مشغول به تدریس شدم. در ابتدا فکر نمی کردم به تدریس در این دانشگاه ادامه دهم، اما پیگیری خانم دکتر مرا اینجا نگه داشت، هرچند ایشان خود این دانشگاه را ترک کردند اما دوستان و دانشجویان مرا علاقمند کردند و ماندنی شدم.

با توجه به اینکه سال ۷۴ وارد مقطع کارشناسی شدید و در آن زمان رشته ی مهندسی صنایع مانند امروزه شناخته شده نبود؛ آیا در هنگام انتخاب رشته، اولویت شما با همین مهندسی صنایع بود؟

اولویت اصلی من برای انتخاب رشته در دانشگاه بر اساس سه عامل بود؛ اول علاقه مندی به رشته ها، دوم محل و موقعیت دانشگاه و سوم آینده ی کاری و درآمد آن. از آنجاییکه به الکترونیک و کامپیوتر علاقه داشتم، اولویت اولم در انتخاب رشته به الکترونیک و اولویت دومم به کامپیوتر اختصاص پیدا کرد. در درجات بعد نیز به ترتیب عمران، صنایع و مکانیک و دیگر رشته ها را انتخاب کردم. همچنین محل و موقعیت دانشگاه برایم اهمیت زیادی داشت و ترجیحاً می خواستم که هم معتبر و هم از نظر مسافت برایم راحت باشد، نهایتاً برآیند این موارد سبب شد در رشته ی مهندسی صنایع دانشگاه امیر کبیر که انتخاب یازدهم من بود، پذیرفته شوم.


با دانشجویان کامپیوتر که تماس داشتیم متوجه شدیم که اطلاعات کامپیوتری ما بعضاً از آنها بیشتر است و یا در نقشه کشی از دانشجویان عمران قوی تریم و حتی استاتیک و مقاومت را در حد نیاز خوانده ایم و از مکانیک هم سررشته داریم
.

پس شما با یک شناخت نسبی وارد رشته مهندسی صنایع شدید؟

بله، اما بعد از یک سال که وارد دانشگاه شدم، علاقه ام بیشتر شد و به نظرم آمد که رشته های دیگر محدودیت های زیادی دارد. با دانشجویان کامپیوتر که تماس داشتیم متوجه شدیم که اطلاعات کامپیوتری ما بعضاً از آنها بیشتر است و یا در نقشه کشی از دانشجویان عمران قوی تریم و حتی استاتیک و مقاومت را در حد نیاز خوانده ایم و از مکانیک هم سررشته داریم؛ اما رشته ی صنایع محدودیتی ندارد و دید ما را در مورد مسائل مختلف وسیع و فکرمان را باز می کند؛ گرچه بصورت کلی به مباحث می پردازد اما این کلیت سبب نمی شود که به عمق مطالب نگاه نکنیم. رشته صنایع این امکان را می دهد تا شاخه و هدفی را که در آینده مدنظر داریم را راحت تر انتخاب کنیم. در صورتیکه سایر رشته ها چارچوب مشخص و محدودی دارد و به نوعی کلیشه ای شده است؛ یعنی مطالب آنها بروز نشده است. مثلاً در رشته ی کامپیوتر هنوز برنامه نویسی چندین سال پیش را می خوانند.

رشته مهندسی صنایع هنوز آن طور که شایسته است در کشور ما جا نیافتاده و به جایگاه واقعی خود نرسیده است. به نظر شما علت این موضوع چیست؟

رشته مهندسی صنایع بعنوان Link بین رشته های مختلف عمل می کند، اما متأسفانه در جامعه ی ما اکثراً این Link برقرار نیست؛ یعنی هر کس می خواهد یک چارچوبی اطراف خودش داشته باشد و هیچ حرکت اضافه ای انجام ندهد؛ درصورتیکه در صنایع مختلف در جامعه باید بین رشته های گوناگون هماهنگی وجود داشته باشد و ایجاد این هماهنگی بر عهده ی مهندسی صنایع است؛ اما در مورد اینکه چرا این رشته در کشور ما جا نیفتاده است، به نظر من دو دلیل اساسی وجود دارد:

اول اینکه نرخ بیکاری در جامعه ی ما بالاست و طبیعتاً رقابت و فشردگی شدیدی برای استخدام وجود دارد که همین عامل سبب شده بسیاری از فارغ التحصیلان رشته های دیگر جای مهندسی صنایع را در بازار کار بگیرند. به عنوان مثال در حال حاضر بسیاری از مدیران پروژه را مهندسین مکانیک تشکیل می دهند که صرفاً با گذراندن یک دوره ی مدیریتی، کار مهندسین صنایع را انجام می دهند!

دلیل دوم ضعف خود دانشجویان است. رشته ی صنایع اگرچه در زمینه های مختلف دیدگاه به افراد ارائه می دهد؛ ولی اکثر دانشجویان با وجود این دیدگاه نمی توانند مسیر خودشان را انتخاب کنند و آنرا ادامه دهند. در واقع مسیرها به شما نشان داده می شود و برای موفقیت در ادامه ی کار باید در دو سال اول تحصیل، مسیر خودتان را مشخص کنید؛ یعنی با شناختی که از خودتان و رشته تان پیدا کرده اید Field خاصی را انتخاب کنید و در دو سال دوم تحصیل، مراجع مربوط به آن را یاد بگیرید و حتی دوره های تخصصی آن را بگذرانید و بعنوان یک فارغ التحصیل صنایع، در همان Field خاصی که انتخاب کرده اید بطور تخصصی ادامه دهید. ضعف عمده ی دانشجویان صنایع این است که در هیچ زمینه ای Expert نمش شوند! اگر مهندس صنایع بتواند Field کاری خاصی را در حین تحصیل انتخاب کرده و ادامه دهد، قطعاً موفق خواهد شد.

به نظر شما در این شش سالی که در دانشگاه آزاد پرند مشغول به تدریس هستید، از ابتدا تا کنون تغییر و تحولات لازم صورت گرفته و دانشگاه پیشرفت قابل قبولی را از نظر سطح آموزشی و امکانات داشته است یا خیر؟

از سال ۸۲ تا ۸۵ روند رشد دانشگاه بسیار کند بود؛ اما از سال ۸۵ تا کنون روند رو به رشد خوبی را شاهد بودیم. ساختمان های زیادی ساخته شده و امکانات و شرایط بهتری فراهم گردیده است ولی در مجموع محدودیت ها و مشکلات زیادی در دانشگاه وجود دارد و امکانات ایده آلی در اختیار دانشجو نیست. شاید اساتید آنطور که دانشجو می خواهد پویا نیستند و اطلاعات مورد نیاز دانشجو را ندارند و یا به اندازه ی کافی وقت نمی گذارند؛ در کل دانشجو باید دانشگاه را بسازد و از استاد کار بخواهد و اگر استادی بدون اطلاعات در کلاس حاضر شد، دانشجو باید او را وادار به جمع آوری اطلاعات کند و این دانشجو است که باید تلاش کند تا کلاس با کیفیت برگزار شود. به نظر من خوب یا بد بودن اساتید را تا حد زیادی خود دانشجو تعیین می کند؛ حتی ضعیف ترین اساتید را نیز می توان فعال کرد و از آنها کار خواست.


چقدر خوب است که در هر درسی یک جزوه ی استاندارد در داخل دانشگاه داشته باشیم که تکثیر شده و در اختیار دانشجویان قرار گیرد
.

یک ضعفی که به گروه صنایع دانشگاه پرند وارد است عدم هماهنگی در تدریس سیلابس بین اساتید یک درس واحد است؛ متاسفانه بعضی از اساتید مبحثی را بصورت سلیقه ای در اولویتشان قرار نمی دهند؛ آیا بهتر نیست که سیلابس ها یکسان سازی شود؟

این بحث از حدود دو سال پیش در گروه مطرح شد ولی متأسفانه به دلیل کمبود وقتی که اساتید داشتند این قضیه آنطور که باید و شاید اجرا نشد. وزارت علوم برای هر درسی سیلابس مشخصی دارد که قسمت هایی از آن کاملاً اجباری است و قسمت هایی از آن آزاد است؛ یعنی اساتید مختارند که در آن زمینه ها بیشتر یا کمتر مانور دهند؛ اما قطعاً الزامات هر درس را همه ی اساتید باید تدریس کنند. حرف شما را قبول دارم که سیلابس ها باید یکسان شود و حتی چقدر خوب است که در هر درسی یک جزوه ی استاندارد در داخل دانشگاه داشته باشیم که تکثیر شده و در اختیار دانشجویان قرار گیرد.

در ترم های اخیر شاهد بوده ایم که حتی اساتید دروس تخصصی این رشته، ترم بعد از آن، دیگر در دانشگاه ما حضور نداشتند. با توجه به اینکه این قضیه در سایر دانشگاه ها کمتر دیده می شود، به نظر شما این رفت و آمدها به دانشجویان و سطح دانشگاه لطمه ای نمی زند؟

اساتید دو دسته اند؛ دسته اول هیئت علمی و دسته دوم اساتید مدعوی هستند که هر ترم بر اساس نیاز دانشگاه، از آنها برای تدریس دعوت می شود. طبیعتاً برنامه ریزی گروه همیشه به گونه ای است که اولویت تدریس با اعضای هیئت علمی باشد و اگر امکان تدریس دروسی از نظر زمانی یا سایر محدودیت ها برای هیئت علمی مقدور نباشد، به اساتید مدعو واگذار می شود. البته اساتید مدعو هم محدودیت های خاص خودشان را دارند؛ استادی که به عنوان مدعو به دانشگاه می آید قطعاًشاغل است و در نتیجه فقط روز خاصی می تواند برای تدریس در دانشگاه حضور داشته باشد و ممکن است همین محدودیت ها به وی اجازه ندهد که ترم بعد در دانشگاه حضور یابد. هر استادی انتظاراتی از دانشگاه دارد که طبعاً اگر آنها برآورده نشود، دیگر به همکاری خود با دانشگاه ادامه نمی دهد و این موضوع چندان تحت کنترل گروه نیست. پس همه ی این عوامل باعث می شود که رفت و آمدها زیاد شود؛ اما اگر بخواهیم به ثباتی که مدنظر شماست برسیم، نیاز خواهد بود که هیئت علمی قویتر و تعدادش بیشتر شود؛ بطوریکه حتی زیر گروه های تخصصی در داخل هیئت علمی ایجاد شود تا هر استاد دروس مرتبط با گروه تخصصی خود را تدریس کند که البته این کار کوتاه مدتی نخواهد بود و نیاز به برنامه ریزی سنجیده ای دارد. تا جاییکه بنده اطلاع دارم گروه صنایع این دانشگاع علی رغم همه ی محدودیت های موجود سعیش بر این است که بهترین اساتید شناخته شده که از نظر علمی مورد تأیید باشند را به مجموعه اضافه کند ولی اینکه تا چه حد در این امر موفق بوده را دانشجویان باید نظر دهند.

با توجه به توضیحاتی که فرمودید آیا شناخت کامل تر از اساتید و سوابق تدریسشان در هنگام گزینش آنها به بهبود وضعیت موجود کمک نمی کند؟

تا زمانیکه یک استاد سر کلاس حاضر نشده و مشغول تدریس نشود، نمی توان به طور صد در صد او را تأیید یا رد کرد. ما در ابتدا تنها می توانیم صلاحیت علمی وی را تأیید کنیم و سپس از طریق مصاحبه با سوابق کاری و رفتاری او آشنا شویم؛ ولی برای اطلاع از توانایی اش باید حداقل یکی دو ترم در دانشگاه تدریس کند تا خروجی کار برایمان مشخص شود. دانشگاه پرند نیز در سه سال اخیر معیارهایی برای جذب اساتید داشته که مهمترین آنها سابقه ی تدریس، محل تدریس و معرفی و تأیید آنها از سوی گروه بوده است. نهایتاً اگر Feedback که از دانشجویان گرفته می شود، مناسب نباشد سعی بر آن خواهد بود که حتی الامکان استاد مربوطه حذف شود؛ چرا که رضایت دانشجویان در اولویت اول قرار دارد.

شخص شما در ترم های اخیر، ظرفیت هر درسی را که ارائه می کنید در دقایق اولیه انتخاب واحد تکمیل می شود؛ علت این موضوع چیست؟ آیا به رضایت دانشجویان از نحوه ی تدریس و ارزشیابی شما بر نمی گردد؟

باید از دانشجویان پرسید که چرا کلاس هایم زود پر می شود. این موضوع کاملاً به نظر شخصی دانشجوها بر می گردد که ممکن است به استادی علاقه مند باشند و درنتیجه دروس بیشتری را با وی اخذ کنند؛ البته برنامه زمانبندی دانشجو نیز نقش مهمی در انتخاب استاد مورد نظرش دارد. به هر حال اگر دانشجویان با استادی اصلاً درسی را بر ندارند می توان گفت دید منفی نسبت به وی وجود دارد و معتقدم نمره ملاکی نیست که بتوان دانشجو و یا استاد را با آن سنجید و خوب یا بد بودن او را تعیین کرد.


استادی تواناست که علم بیان خوبی داشته باشد و در انتقال مطالب و همچنین اداره ی کلاس
بگونه ای عمل کند که دانشجو دچار خستگی نشود.

از نظر شما استاد ایده آل چه کسی است و چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

به نظر من استاد خوب کسی است که بطور مستقیم با دانشجو در تعامل باشد و بتواند علم روز را به دانشجو منتقل کند و در زمینه ای که تدریس می کند، متخصص باشد. بطور کلی عوامل زیادی در موفقیت یک استاد دخیل است؛ اما یک مدرس خوب باید ذهنی ساختار یافته داشته باشد که بعضی از افراد آن را بصورت ذاتی دارند و عده ی زیاد آن را اکتسابی بدست می آورند. اهمیت این موضوع در اینجاست که دانشجو نیاز دارد که مطالب، بصورت ساختار یافته و سازماندهی شده برایش ارائه شود. گاهی اوقات می بینیم دانشجو به یک درس تمایل نداشته یا مطالب آن برایش کارایی ندارد؛ ولی بدلیل نحوه ی تدریس و قدرت بیان استاد با علاقه مندی در کلاس حاضر می شود. عکس این قضیه هم صادق است؛ گاه ضعف یک استاد در تدریس و انتقال مطلب سبب می شود که بعضاً دانشجویی که به آن درس نیاز مبرم دارد در آن کلاس حاضر نمی شود. بنابراین استادی تواناست که علم بیان خوبی داشته و در انتقال مطالب و همچنین اداره ی کلاس بگونه ای عمل کند که دانشجو دچار خستگی نشود.

آقای مهندس سپهری مقدم از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید بینهایت سپاسگزاریم.

نظر دهید

Spam Protection by WP-SpamFree